مهربانی ، عکسی از من خواست تا یادم کند لطف را بنگر ، که او بر عکس من قدری نهاد ! من کیم ؟ خود سایه یی نابود بر دیوار غم کندکی جنبد چو بیدی در مسیر تند باد سایه جنبده چون بگذشت تصویرش چه بود ؟ ......حظّ خطّی پرداخت، طفلی وقت بازی با مداد
بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ، یا آنکه گدایی محبت شده باشد . دلگیرم از آن دل که در آن حس تملک ، تبدیل به غوغای حسادت شده باشد . دل در تب و طوفان تنوع طلبی چیست ؟ باغی ست که آلوده به آفت شده باشد